وبلاگ دانشجوی گروه جغرافیای دانشگاه زابل

اینجا محلی برای علاقه مندان به جغرافیا
وبه خصوص دانشجویان رشته جغرافیا می با شد.
ما آماده دریافت نظرات .پیشنهادات و مطالب شما می باشیم وآن را به نام خودتان در وبلاگ ثبت می کنیم :
ایمیل بزنید
geography.zabol@yahoo.com
-
جغرافیای برنامه ریزی روستایی دانشگاه زابل
- 
www.geographyzabol.blogfa.com
جغرافیا به سر بلندی ایران در جهان می اندیشد.
+
نوشته شده در شنبه 30 خرداد1388ساعت 17:43 توسط سالاری -بستانی
|
اگر بگوييم الگوي مصرف در موضوع انرژي اصلاح نميشود مگر با استفاده گسترده از فناوري اطلاعات، شايد چندان به گزافه نباشد، چراكه مزاياي استفاده از فناوري اطلاعات گستردهتر از ماشيني شدن كارها و تغيير شكل ظاهري آنهاست.
رهبر معظم انقلاب با نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف، حجت را بر همه تمام كرد تا به فكر راهحلهاي اساسي براي حل و فصل موانع استقرار الگوهاي صحيح مصرف باشند. اين اصلاح الگو نهتنها به معناي كم كردن مصرف بلكه داراي معنايي بلندتر از اينهاست. مصرف سوخت در كشور ما تقريبا 5 برابر سرانه جهاني آن است كه اين موضوع را ميتوان با توليد خودروهاي كممصرف تا حدي كاهش داد؛ اما آيا اين راهحل پاسخگوي تناقض مصرف است يا توليدكنندگان و مصرفكنندگان داخلي به اين موضوع رغبتي دارند؟ حال به فرض، اين را هم بپذيرند. آيا خودروهاي توليد داخل در كمتر از 15 يا 20 سال آينده قابليت تبديل به خودروهاي كممصرف را دارند؟ بيشك در شرايط فعلي، استفاده از انرژيهايي سوختهاي نوين مانند سوختهاي هيدروژني و امثال آن براي توليد و مصرفكننده داخلي چيزي بيش از يك شعار نيست، بعلاوه تمام اين راهكارها هزينههاي بسيار بالايي را براي هر دو طرف در بر دارد. يعني هم توليدكننده بايد هزينههاي بالاي توليد خودروهاي جديد را بپردازد و هم خريدار (اگر خريداري باشد) بايد هزينههاي توليدكننده را جبران كند. با يك حساب سرانگشتي نيز ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تغيير اساسي در ديدگاه است.
راهحل چيز ديگري است
مصرف انرژي را بايد طور ديگري مديريت كرد. پس براي اين كار ابتدا بايد بررسي كنيم كه چه عواملي باعث افزايش مصرف انرژي است. يكي از اصليترين عوامل در بالا رفتن سطح مصرف سوخت، ترددهاي درون شهري و برون شهري خودروهاست، يعني پديدهاي كه آن را با نام سفرهاي غير ضروري درون شهري ميشناسيم. اين سفرها در حالت كلي به 4 دسته تقسيم ميشوند. اول سفرهايي كه براي رسيدن به محل كار و بازگشت از آن انجام ميشود، دوم سفرهايي كه براي انجام امور روزمره پس از رسيدن به محل كار انجام ميشود، سوم سفرهايي است كه براي جابهجايي بار و اشيا انجام ميشود و چهارم سفرهايي است كه به منظورهاي ديگر انجام ميشود كه قسمت كوچكي از سفرهاي درون شهري را تشكيل ميدهند. دسته اول مشكل ترافيك صبح و عصرگاهي را ايجاد ميكنند و دسته دوم نيز با سنگين كردن ترافيك، راه را براي انجام سفرهاي دسته سوم ناهموار ميكند. دسته چهارم هم نقش زيادي در ترافيك ندارد. به تمام اينها، بالا رفتن مصرف سوخت در ترافيك سنگين و اتلاف ميليونها ساعت وقت شهروندان در ترافيك را اضافه كنيد كه مبلغي تقريبا غيرقابل محاسبه را بر دوش اقتصاد همه مردم تحميل ميكند كه اگر بخواهيم باز هم مانند هميشه فقط در پي راهحلهاي تكراري باشيم نه نتيجهاي به دست خواهيم آورد و نه مشكلي واقعا حل خواهد شد.
ميتوان صورت مساله را پاك كرد
براي اتخاذ يك راهحل ديگر بايد رويكرد جديدي در پيش گرفت و براي اين كار لازم است ابزاري نو در اختيار گرفت. فناوري اطلاعات ميتواند بهترين ابزار براي اين كار باشد. با استفاده از اين فناوري ميتوان صورت مساله ترافيك را پاك كرد، يعني ديگر براي حل مساله ترافيك و اصلاح الگوي مصرف نيازي نخواهد بود تا به فكر حمل ونقل و تجميع ترافيك يا ساختن راههاي بيشتر براي مقاصد محدود بوديا ديگر نيازي نخواهد بود تا براي حل مشكل حمل و نقل براي توليد خودروهاي مختلف ميلياردها دلار هزينه كنيم و باز هم ميلياردها تومان براي سوخت و نگهداري و بيمه آنها هزينه كنيم و بازهم ميلياردها تومان براي احداث خيابان و توسعه گذرگاهها و امثال آن بپردازيم تا همين خودروها جايي براي عبور داشته باشند و پس از اين همه هزينه كردنهاي تكراري، مشكلاتي داشته باشيم به نام ترافيك، آلودگي و مصرف بيرويه سوخت. فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان صنعتي سبز براي تقويت زيرساختهاي توسعه پايدار و اصلاح و تنظيم سامانههاي هدايت و كنترل نيازهاي مختلف جامعه از جمله تقويت پايههاي اقتصادي كشور ميتواند به عنوان يكي از اصليترين گزينهها مطرح باشد.
الگوي مصرف در حقيقت الگوي رفتار ماست، پس براي اصلاح الگوي مصرف نياز است رفتارمان را تغيير دهيم و اين تغيير رفتار را نيز براساس نياز و دستاوردهاي فناوري اطلاعات هدايت كنيم تا بتوانيم با آهنگ تغييرات جامعه نوين هماهنگ شويم.
خروج از منزل فقط براي تفريح
پيشگامان عرصه دنياي ارتباطات براي ايجاد دنيايي كه كاملا بر اساس فناوري اطلاعات بنا شده باشد شعاري را هدف قرار دادهاند كه بر اساس آن براي انجام هيچ كاري لازم نيست از منزل خارج شد، مگر براي تفريح. شايد اين حرف براي ما يك خيال دست نيافتني باشد، اما اين طور نيست و اگر بخواهيم ميتوانيم به آن نقطه هم برسيم، ولي بدون داشتن يك هدف بسيار دور و بر اساس حقايق موجود، فرداي ايدهآلي را ميتوان ترسيم كرد، چراكه به اين هدف آرماني هرچه نزديكتر شويم از مزاياي بيشتري نيز بهرهمند ميشويم. مزاياي فناوري اطلاعات آنقدر گسترده است كه تمام آنها را به صورت كامل نميتوان نام برد، اما به مهمترين آنها كه بر اقتصاد و الگوهاي مصرفي نقش دارند نگاهي گذرا خواهيم داشت.
شهر الكترونيك به عنوان در برگيرنده بخشي عمده از فعاليتهاي مبتني بر فناوري اطلاعات از جمله محورهاي سرمايهگذاري كشورها در زمينه فناوري اطلاعات است. شهر الكترونيك كه برخي آنرا شهر مجازي نيز مينامند، شهري است كه در آن نيازي به مراجعه و پيگيري دستي كارهاي اداري نيست و تنها با ارائه درخواستهاي الكترونيك ميتوانيد از تمام امكانات اداري شهري بهرهمند شويد و ديگر براي انجام يك كار اداري ساده وقت نخواهيد گذاشت، چراكه سيستمهاي ادارات در شهر الكترونيك كاملا مبتني بر فناوريهايي مانند اينترنت است و ديگر ارباب رجوع به اين ادارات، مراجعه حضوري ندارد. حال خودتان حساب كنيد كه اگر مراجعه به ادارات را از سفرهاي شهري حذف كنيم ترافيك به چه صورتي در خواهد آمد. در شهر الكترونيك، آموزشگاهها و مراكز فرهنگي بيشتر فعاليتشان مبتني بر وب است و بيشتر مراجعان آنها كاربران اينترنت هستند و نه در راه ماندگان ترافيك. به اين ترتيب، مقدار زيادي از سفرهاي درون شهري كه به مقاصد آموزشي مانند رفتن به كلاس درس يا خريد كتاب و امثال آن انجام ميشود نيز از جمع ترافيك شهري كاسته ميشود.
بانكداري الكترونيك نيز به عنوان ستون فقرات اقتصاد نوين يكي ديگر از مواهب دنياي فناوري اطلاعات است كه بر اساس آن تمام فعاليتهاي مالي، بانكي و اعتباري افراد حقيقي، حقوقي و دولتي از بستر سنتي به بستر الكترونيكي منتقل ميشوند كه اين مساله باعث ميشود امور بانكي در كمترين زمان ممكن انجام شود كه در بيشتر موارد كارها به صورت همزمان و آنلاين انجام ميشود و ديگر وقت كسي براي انجام امور بانكي تلف نميشود و از آن مهمتر اين كار باعث ميشود براساس نيازهاي مشتري، خواستهها با سرعت بيشتري انجام شود و زمان خواب سرمايه در بانكها حذف گردد. بانكداري الكترونيك كه داراي شاخههاي مختلفي است براي افراد اين امكان را فراهم ميآورد كه از هر مكاني به هر حسابي دسترسي داشته باشند و اصولا حضور فيزيكي فرد ديگر مطرح نيست. بر اساس اصول اين نوع بانكداري، نظاممندي كارها بر اساس ساختاري انجام ميشود كه در آنها ديگر كسب و كار مانند گذشته بر اساس سلايق و روابط نيست، بلكه همه چيز را ضوابط مشخص ميكند كه اين مساله جلوگيريكننده اتفاقاتي مانند رانتخواري، معوقات بانكي و اختلاس است. حال از اين بحث كه بگذريم داشتن ارتباط دائم با حسابهاي مالي و عدم نياز براي مراجعه به بانك ميتواند هم سرعت انجام معاملات و هم سرعت خودروهاي داخل خيابان را بالا ببرد. با اين حساب تقريبا تمام سفرهاي درون شهري كه براي انجام امور بانكي انجام ميشود از ميان انبوه خودروهاي موجود حذف ميشوند، حتي امور بين بانكي مانند تبادل لاشه چك نيز از اين ميان برداشته ميشود و همه چيز بر مبناي سامانههاي الكترونيك خواهد بود. كارتهاي اعتباري و كارتهاي خريد نيز كه بر اساس آن ميتوانيم بدون نياز به همراه داشتن پول نقد خريد يا بسياري از كارهاي بانكي را انجام دهيم.
بانكداري مبتني بر پيام كوتاه نيز يكي ديگر از مزاياي فناوري اطلاعات و بانكداري الكترونيك است. بانكداري همراه يا همان بانكداري موبايل اين امكان را ميدهد كه از هر كجا و تنها با داشتن يك تلفن همراه امور بانكي خود را تا حدود بسياري انجام دهيد.
استفاده از تمام اين مزايا در گروي داشتن چند چيز است 1) زير ساخت 2) قانون و امكان اجرا 3)فرهنگ. موارد اول و دوم براساس چشماندازهاي هر كشوري براي آن تهيه و تعريف ميشود كه بر اساس سند چشمانداز 20 ساله و برنامههاي توسعه براي افزايش بهرهوري ملي (National Productivity) زير ساختها و قوانين تا حدودي مهيا شده است، اما مهمتر از تمام اينها فرهنگ استفاده از اين مزاياست كه اگر نباشد هيچ گاه نه شهر الكترونيك كاربردي خواهد داشت و نه سودي از اين موج چهارم يعني عصر اطلاعات نصيب كسي خواهد شد و همان طور كه ذكر شد هيچ الگويي در مصرف ما تغيير نميكند مگر اينكه فرهنگ مصرف را تغيير دهيم و به شيوههاي نوين نزديكتر شويم.
اين تغيير فرهنگ مصرف كه رهبر انقلاب هم در نماز عيد فطر سال گذشته و هم در نوروز امسال به آن تاكيد داشتند بايد همهگير باشد و اين همهگير شدن، هم قانونگذار را شامل ميشود و هم مجري قانون را.
مراقب دستهاي آماده رانتخواري باشيم
درست است كه در بسياري از موارد نياز به يك جهش الكترونيك داريم، اما مراقب باشيم رانتخوارهاي اقتصادي اين بار از اين دروازه وارد نشوند و تجربه تلخ برخي قراردادهاي گذشته و حال را در اجراي طرحهاي فناوري اطلاعات شاهد نباشيم. استفاده از مناقصههاي همگاني و شفاف كه همه امكان حضور در آن را داشته باشند و مراحل آن نيز با شفافيت پيش برود در كنار داشتن نهادي متخصص و ناظر بر اين قراردادها كه با هدف استقلال ديجيتال كشور همراه باشد ميتواند تا حدود زيادي جلوي حركات مخرب رانت خواران را بگيرد.
برگرفته از سایت صدا و سیما
+
نوشته شده در شنبه 16 خرداد1388ساعت 19:44 توسط سالاری -بستانی
|
در دومین جشنواره ملی حرکت که از 21 تا 23 اردیبهشت در دانشگاه تهران برگزار شد، انجمن علمی دانشجویی جغرافیای دانشگاه زابل به عنوان برگزیده جشنواره حرکت انتخاب شد.به گزارش روابط عمومی دانشگاه زابل، مدیرکل فرهنگی و هنری دانشگاه زابل گفت: انجمن علمی دانشجویی جغرافیای دانشگاه زابل به عنوان انجمن علمی دانشجویی برگزیده در دومین جشنواره ملی حرکت انتخاب شد.مهندس فرامرز حسن پور فعالیت های از جمله برگزاری همایش ها و جلسات علمی، نگارش مقالات متعدد و ... را از عوامل این موفقیت این بخش انجمن علمی دانشجویی ذکر کرد.
+
نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 16:57 توسط سالاری -بستانی
|
http://www.iau-shirvan.ac.ir/web/DL_Files/maghalate-pazirofte-shodeh.pdf
مقاله آقای فرضعلی سالاری و دکتر کیانی : تحت عنوان
بررسی تاثیر اقلیم در پایداری محیط فیزیکی کالبدی شهر زابل
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 16:20 توسط سالاری -بستانی
|
شوراها هسته مركزي مديريت شهر و مغز متفكر تصميم گيري مسائل شهري و حلقه واسط بين مديران و مشاركت شهروندان در تمام دنيا محسوب مي شوند.
نيويورك
شوراي شهر نيويورك از 51 عضو تشكيل شده كه اين اعضا، منتخب پنج منطقه شهر نيويورك هستند. وظيفه و فعاليت اصلي شورا نظارت بر عملكرد پيمانكاران، تعيين كاربرد و تخصيص اراضي و تصويب بودجه شهر است. البته دامنه وسيعي از ديگر موضوعات شهري توسط شورا قانونگذاري مي شود. شورا به طور يكسان در مديريت شهر با شهرداري سهيم است. مهم ترين و اصلي ترين بخش سياستگذاري شوراي شهر بودجه است. شورا با دسته بندي نيازهاي اصلي شهر و مشخص كردن تقدم و تاخر آن به تخصيص منابع پرداخته و بر مبناي آن سياست هاي سالانه خود را در قالب دستور جلسات تنظيم مي كند.
مسكو
شهر مسكو به وسيله شوراي شهر و شهردار مديريت مي شود. شوراي شهر مسكو داراي شش عضو است. شهردار نيز براي چهار سال انتخاب مي شود. اعضاي شوراي شهر براي دو سال انتخاب مي شوند كه سه نفر از اين افراد به صورت يكي در ميان در انتخابات بعدي باقي مانده و سه نفر ديگر مجدداً بايد در انتخابات شركت كنند. شورا مسووليت صدور مصوبات و قوانين، تصويب بودجه شهر، حل مشكلات و اختلافات ملكي و برگزاري جلسات مشورتي با اعضا و شهردار و مشاركت شهروندان در خصوص كمك به حل مشكلات شهري را بر عهده دارد. جلسه شورا در سومين دوشنبه هر ماه برگزار مي شود.
وين
بالاترين مرجع تصميم گيري شهري در وين شوراي شهر است كه داراي 100 عضو است و به عنوان شوراي قانونگذاري مديريت شهري از طريق انتخابات به مدت پنج سال انتخاب مي شود. شوراي شهر وظيفه تعيين عوارض، پيگيري مطالبات و امور مالي شهر، نظارت و كنترل كامل بنگاه هاي معاملات ملكي، صدور مجوز ساخت و ساز و همچنين اعطاي نشان افتخار شهروندي به افراد را بر عهده دارد.
استكهلم
101 عضو شوراي شهر استكهلم در انتخابات شوراها كه همزمان با انتخابات پارلمان است مشخص مي شوند. شوراي شهر اهداف و برنامه هاي كلان شهري را برنامه ريزي و هدف گذاري مي كند. هر كدام از اعضا وظيفه بررسي و تجزيه و تحليل يك موضوع خاص را به عهده دارند. همچنين به منظور بررسي مسائل تخصصي از كارشناسان زبده سازمان ها و همچنين كارشناسان مجموعه شوراي شهر استفاده مي شود.
+
نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 10:8 توسط سالاری -بستانی
|
شهرداري تهران نهادي غيردولتي و عمومي است، مطابق قانون بايد خودكفا باشد و از بودجه دولت استفاده نكند، حتي محروم از صندوق ذخيره ارزي است. حال آنكه در بيشتر كلانشهرهاي جهان و حتي آسيا كه نه وسعت و نه جمعيت و نه چالش هاي شهر تهران را دارند، توانسته اند حدود 40 درصد هزينه هايشان را از طريق بودجه دولت تامين كنند. شهرداري در مورد درآمدهاي ناشي از درآمدهاي پايدار و اخذ عوارض با تنگناهاي متعددي روبه رو است كه از حوصله اين مقاله به دور است، صرفاً به برخي موارد اشاره مي شود. شهرداري از يك سو، با توجه به 20 تا 40درصد اقتصاد زيرزميني شهري و از سوي ديگر، با مقوله معافيت هاي عوارض مختلف با عنايت به مصوبات اخذ شده مواجه است كه از جمله معافيت سازمان هايي مانند وزارت آموزش و پرورش و... بدون در نظر گرفتن منابع جايگزين در بودجه دولتي روبه رو است. مشكل در لايه بالاتر با غيرواقعي كردن و كاستي مجازات و جرائم مربوطه، نارسايي هاي ساختاري قانوني و سرانجام فرهنگ ماليات ستيزي مضاعف مي شود. سازوكار اعمال اين درآمدها هم مستلزم هماهنگي ديگر دستگاه ها و سازمان ها با شهرداري است. اجراي قانون مديريت شهري به منظور هماهنگي دستگاه هاي اجرايي در جامعه امروزي يك ضرورت است. نگرش موردي و مقطعي به نظام درآمد ناشي از عوارض شهرداري ها و عدم تعيين تكليف آن در قالب يك نظام كلان اقتصادي چالش زاست و شفافيت نظام بودجه و درآمد، هدفمندي و توزيع مناسب درآمدها و ساختار تشكيلاتي مناسب به منظور پيشرفت شهر تهران ضرورتي انكارناپذير است كه به اين منظور مديريت اقتصادي شهرداري تهران به منظور رفع برخي موانع، گام هايي مانند ايجاد بانك شهر را برداشته است. در سطح نرم افزاري نيز اصلاح كارا و موثر نظام عوارض در ساده تر و پذيرفتني تر كردن آن دنبال شده تا نگاه شهروندان از چگونگي مصرف و هزينه كردن آن متاثر نشود اين امر به پرداخت پايدار شهروندان قانونمدار ياري مي رساند و سبب يادگيري رفتار ديگران مي شود تا عوارض كه با توجه به پشتوانه مشروعيت و نظارت شوراي منتخب مردم هم اخلاقي و هم عادلانه است، دريافت شود.
توانمندسازي مديريت مالي و اقتصادي شهرداري
مديريت مالي و اقتصادي شهرداري در چارچوب بودجه عمومي با كسب درآمد از عوارض، وام و سرمايه گذاري به منظور تامين هزينه هاي شهري كه به صورت پرداخت ها (مانند 1700 ميليارد تومان هزينه تملك ملك براي عمران شهر در تنها نه ماه اول سال 1387)، سرمايه گذاري ها و مشاركت با بخش خصوصي و ارائه كالاهاي عمومي و ديگر موارد انجام مي شود، توانمندسازي گسترده يي انجام داده است. اين مديريت به اين منظور نخست با پيگيري تبديل نظام نقدي به نظام تعهدي در اداره امور شفافيت كارايي يافت زيرا شهرداري از سال 1376 به بعد در تفريغ بودجه دچار مشكل بود تا آنكه حسابداري تعهدي و بودجه عملياتي براي نخستين بار در شهرداري تهران اجرايي و گام هاي مهمي به سمت شفاف سازي امور مالي برداشته شد. دوم، بودجه خود را به صورت عملياتي ارائه مي كند به نحوي كه همزمان بودجه و برنامه ريزي به تصويب برسد و زمينه برنامه پنج ساله شهر تهران آماده شود. اين امر توانمندي خوبي در حوزه عمراني، فرهنگي و اجتماعي براي پياده سازي طرح جامع، حمل و نقل عمومي، گسترش شهر الكترونيك و IT، توجه به مسائل اجتماعي، مشكلات شهروندي و آموزش هاي شهروندي و توسعه طرح هاي تفصيلي دارد. سوم، بازنگري و اصلاح نظام مالي شهرداري تهران اعم از درآمد، هزينه، حسابداري و برنامه ريزي براساس طرح جامع و تفضيلي شهر تهران بر پايه مشاركت شهروندان و تقويت بودجه عمراني با رشد دو تا چهار برابري نسبت به آغاز دوره مديريت امري كه با رشد همه جانبه شهر رابطه خطي دارد، صورت مي گيرد. چهارم، نظام مديريت مالي جديد اين توانمندي را دارد كه به صورت هفتگي و ماهانه گزارش هزينه ها و درآمدهاي خود را به اطلاع مردم برساند تا در آينده قيمت تمام شده پروژه ها اطلاع رساني شود.
اهداف نظام تعيين عوارض
اين اهداف براساس طرح جامع موارد متعددي است كه به اجمال به برخي از آنها اشاره مي شود. نخست با كاهش قيمت زمين تقاضاي موثر براي خريد و طبعاً امكان ساخت و ساز (كار مولد) افزايش يافته تا به تعادل ميان شمار واحدهاي مسكوني با تعداد خانوار دست يافت. دوم عوارض تراكم مدت دار شود تا باعث كاهش بار رواني افزايش قيمت هاي مستغلات با كاربري هاي متعدد شود. سوم نقدينگي به بازار سرمايه مانند موسسه مالي اعتباري شهر كه داراي پوشش خدمات نوين بانكداري است، سوق داده شود تا شهروندان بتوانند با خريد دارايي هاي مالي يعني كالايي كه ارزش را در طول زمان نگهداري مي كند، سرمايه گذاري مولد انجام دهند و در عين حال رافع پيامدهاي نقدينگي سرگردان باشد.
تنظيم مناسبات مالي شهرداري با دولت دولت بخشي از درآمدهايي را كه منشاء محلي دارد، وصول مي كند. بنابراين بايد سهمي از اين درآمدها را به اين نهاد محلي اختصاص دهد. به طور مثال ماليات بر املاك و ماليات بر درآمد مشاغل كه محلي ترين نوع ماليات ها محسوب مي شود توسط دولت وصول و صد درصد آن به عنوان درآمد دولت منظور مي شود يا در مورد قانون تجميع عوارض كه به منظور رفع بوروكراسي و كوتاهي فرآيند پرداخت وضع شده باز هم سهم شهرداري ها از عوارض در مسيري ميان وزارت اقتصاد و وزارت كشور گرفتار است. يا در لايحه ماليات بر ارزش افزوده هم همگي درآمدها مانند عوارض آب، برق، گاز و تلفن را به همراه يك درصد از كالاهاي نهايي و ديگر درآمدهاي شهرداري حذف مي كنند و سهمي از ماليات با روش توزيعي كه نامشخص است، منظور خواهد شد كه شهرداري ها را به سوي دولتي شدن محض پيش مي برد و به نوعي وابستگي به سازمان امور مالياتي ايجاد مي كند. اين در حالي است كه بايد سهميه اعتبارات و تجميع عوارض براساس شاخص هاي بهتري منظور شود و سهم بيشتري به كلانشهرها و به ويژه تهران اختصاص يابد و در بودجه سنواتي دولت جايگاه شهرداري ارتقا يابد. همچنين بايد برنامه يي تدوين شود كه براساس آن دولت سهم يارانه يي را كه در راستاي حمل و نقل و مسائل ديگر به شهرداري مي پردازد، افزايش دهد اما در عمل يارانه حمل و نقل پرداخت نمي شود. با توجه به همه مسائل مذكور بايد راه هاي درآمدي در جهت كاهش هزينه ها مورد توجه از منظر مديريتي باشد تا همه ابعاد درآمدي چه از منظر جايگاه قانوني، چه ساز و كارهاي دولتي و در نهايت مشاركت مردمي در قالب عوارض از برنامه هاي آتي، آينده روشني را براي شهر تهران رقم بزند.
نويسنده: دكتر حسين محمدپورزرنديہ
روزنامه اعتماد > شماره 1938
+
نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 10:6 توسط سالاری -بستانی
|
فرهنگ شهروندي حلقه مفقوده جوامع شهري است كه علاوه بر ايجاد هزينه هاي گزاف براي پيشبرد امور و مناسبات شهرنشيني، ساكنان آن را از دستيابي به محيطي بهتر براي زندگي، كار و فراغت محروم مي سازد. وقتي كه شهروندان و مديران شهري و به تبع آن نهادهاي اجرايي و نظارتي در اين حوزه حقوق و تكاليف خود و ديگران را نشناسند يا به هر ترتيب بر قوانين اين نوع زندگي مدني گردن ننهند، شهر به ملغمه اي پرآشوب از روابط ناقص و پيچيده تبديل مي شود كه مفاهيمي نظير نظافت، بهداشت، امنيت و آرامش، مراعات و ... معنايي ندارد و اتلاف وقت و انرژي در آن امري عادي و روزمره تلقي مي شود. فرهنگ شهروندي چنان كه در سال هاي اخير تبليغ و اشاعه مي شود، نوك پيكان انتقاد را به سمت شهروندان نشانه رفته است كه از سوي مديران شهري نيز به شهرنشين تنزل تمام يافته اند و گويا فراموش كرده ايم هر آنچه با فرهنگ عجين شده به عوامل پيچيده اي از بسترهاي اجتماعي، اقتصادي و رفتاري و ابزارهاي ويژه تسهيل كننده نياز دارد و تنها با تبليغ و توصيه قابل دسترسي نيست. بايد پذيرفت هر كاستي و نارسايي در فرهنگ شهروندي علتي دارد كه بايد آن را در مجموعه اي منسجم و در ارتباط با تاثير ديگر عوامل بررسي كرد و به رفع آن پرداخت. در اين نوشتار به نارسايي هاي عمده فرهنگ شهروندي، بسترهاي تحقق مطلوب آن و راهكارهاي پيش رو پرداخته ايم.
حقوق شهري مجموعه قوانين و مقررات ناظر بر اجراي نظامات شهري و منطقه اي براي تامين نيازمندي هاي مشترك محلي از طريق ايجاد موسسات عمومي تعريف شده است كه قوانين حقوقي، جزايي و فني را شامل مي شود.
اين تعريفي كه حقوق و تكاليف شهروندي را هم دربرمي گيرد از 2 جنبه قابل بررسي است و كليدهاي ضعف فرهنگ شهروندي در شهرهايي نظير تهران را آشكار مي كند. اول شمول قوانين جزايي كه بصراحت به پشتوانه قانوني براي امور شهرنشيني اشاره دارد. ناگفته پيداست حق و تكليف هنگامي معنا دارد كه ضمانت اجرايي و پشتوانه قانوني و جزايي داشته باشد و اين نكته اي است كه فرهنگ شهروندي، از آن بي بهره مانده است. امور شهري و آنچه تنظيم رابطه ميان عناصر سازنده يك جامعه شهري ناميده مي شود به قانوني واقعي و اجرايي نياز دارد كه تخلف و بي توجهي را برنمي تابد و از اين طريق ضمانتي قدرتمند بر ضابطه مند شدن كارهاست. بي توجهي به اين اصل، فرهنگ شهروندي را به مجموعه اي بلاتكليف از انتظارهاي بي پاسخ، دعوت ها و توصيه ها، اقدامات نمادين و هزينه هاي نافرجام تبديل كرده است كه نارضايتي همه گروه هاي بهره مند و بهره گير را در پي دارد و راه به جايي نمي برد. در شرايطي كه خدمات مورد نياز هم با ضعف هاي اساسي مواجه است ارائه خدمات جديد با چالشي جدي مواجه مي شود و به شكست مي انجامد. يك مثال در اين باره اجراي چندين و چندباره طرح تفكيك زباله در مبدا است كه شهرداري تهران به رغم عملي كردن آن در اجراي بهينه توفيقي نيافته است. با مسامحه بسيار اگر دفع زباله از محيط شهري را اصلي سنتي و تفكيك آن در مبدا را در راستاي خدمات نوين بدانيم بايد گفت ما هنوز در اصول نيز موفق نيستيم و شاهد اين مدعا وضعيت نظافت معابر شهري و هزينه هاي كلاني است كه شهرداري براي دفع زباله شهري متحمل مي شود. در بسياري از كشورهاي پيشرفته، ماموران شهرداري هر يك يا دو روز در ميان به سراغ شهروندان مي روند و زباله هايشان را آن هم به صورت تفكيك شده تحويل مي گيرند. تفكيك نشدن زباله جرم محسوب مي شود و زباله پراكني كه ديگر جاي خود دارد. حتي در شهرهايي نظير زوريخ سوئيس شهروندان وظيفه دارند زباله خانگي را صرفا در كيسه هاي ويژه كه در طبيعت تجزيه پذيرند و بسهولت در اختيارشان قرار مي گيرند، جمع آوري كنند و در نهايت به صورت تفكيك شده تحويل بدهند. هزينه هاي تخلف از اين مقررات جامع و پذيرفته شده نيز آنچنان سنگين است كه معمولاهيچ كدام از شهروندان حتي فكر به اصطلاح زرنگ بازي را به سرشان راه نمي دهند. كافي است ماموران دفع زباله كيسه نايلوني تجزيه ناپذيري در ميان انبوه زباله ها بيابند تا محتويات آن را به اميد يافتن نشاني متخلفان و جريمه آنها بررسي كنند! اين وضعيت را با نحوه دفع زباله در شهري نظير تهران مقايسه كنيد كه در آن قرار دادن كيسه هاي زباله خانگي راس ساعت 9 هنوز شعاري غيرعملي است.
اين ضعف هاي قانوني در تمام شوون شهروندي مشاهده مي شود و آن را بايد نه آخرين دليل نارسايي هاي فرهنگ شهروندي بلكه مهم ترين دليل و علت اصلي و اوليه دانست. فرهنگ شهروندي بر شالوده اي از نظام قانوني شكل مي گيرد و بر اين اساس ارزش ها و هنجارها را تعريف مي كند، به رفتارها جهت مي دهد و نهادينه شدن مناسبات شهري را موجب مي شود.
دكتر نادر شكري، مديركل واحد تدوين قوانين و مقررات شهرداري تهران ضمن تاييد ضعف هاي قانوني و حقوقي در اين باره توضيح مي دهد: «مشكلات حقوقي مانعي جدي پيش روي اداره شهرهاست. برخي طرح هاي ضروري و خدمات نوين كه براي بهبود وضعيت شهر، افزايش رفاه ساكنان و تسهيل روش هاي انجام كار اجرا مي شود به دليل همين ضعف هاي قانوني كه عدم الزام شهروندان براي همگامي با برنامه ها يكي از نتايج آن است در كوتاه مدت يا بتدريج ناكارآمد جلوه مي كنند و با شكست مواجه مي شوند.»
شكري به طرح «جاده سبز» و احداث مسير دوچرخه سواري از كوي دانشگاه تهران تا ميدان وليعصر (عج) در سال 1381 اشاره مي كند كه پس از يكي دو سال به دليل عبور موتورسيكلت سواران از اين مسير عملاتعطيل شد و مي افزايد: اين طرح مانند بسياري از طرح هاي ديگر كه در شهر اجرا مي شوند و شكست مي خورند، مي توانست سرآغاز تحولي بزرگ و نوين در شوون زندگي شهروندان تهراني باشد. مشكلات حقوقي و ضعف قانون در اين حوزه كه با بي مراعاتي برخي شهروندان به مشكلي جدي تبديل مي شود، انگيزه هاي خدمت رساني به جامعه شهري را هم عقيم مي گذارد. يك مثال طرح هاي تعريض و اصلاح برخي معابر شرياني شهر است كه شهرداري با جديت دنبال مي كند؛ اما به دليل همكاري نكردن صاحبان املاك معارض و ضعف هاي قدرت قانوني مديريت شهري معطل مانده است و رفع معضلات ترافيكي را به تاخير مي اندازد.»
قوانين فني و ابزارهاي تسهيل كننده
نكته ديگري كه طبق تعريف حقوق شهري قابل اعتنا محسوب مي شود، نقش قوانين فني در فرهنگ شهروندي است. قوانين فني بايد علاوه بر رفع مشكلات موجود جامعه شهري كه در بدو امر اغلب عميق و دامنه دار هستند در مقابل گذشت زمان و راهيابي فناوري نوين در نوع و ميزان روش هاي ارائه خدمات شهري انعطاف پذير باشد و ضوابطي كارآمد و متناسب تدارك ببيند. فرهنگ به ابزارهاي انساني و فيزيكي نيازمند است و جنبه فني قوانين شهري ابزارهاي فيزيكي براي تسهيل فرهنگ شهروندي را هدف مي گيرند. در تهران سال ها رشد و نمو ناموزون بدون توجه به روابط منطقي ميان اجزا به كمبود ابزارهاي تسهيل كننده منجر شده است و در شهري بدون پياده رو، مسيرهاي مناسب براي تردد معلولان، امكانات تفريحي و فرهنگي و ورزشي كافي و گره خورده با معضلات ترافيكي كه از كمبود مساحت معابر آن ناشي مي شود چه جايگاهي براي فرهنگ شهروندي مي توان در نظر گرفت. عبور از بزرگراه ها و اتوبان ها به طور كلي ممنوع و مخاطره آميز است، ولي گاهي راه ديگري براي طي مسير يافت نمي شود.
تداخل پياده و سواره در بسياري از نقاط شهر و بويژه در كوچه پس كوچه ها به معضلي جدي براي شوون شهروندي و مناسبات ترافيكي تبديل شده استاحداث زيرگذرهايي كه براي تردد سالمندان، كودكان و معلولان مناسب باشد، روشي نوين و پذيرفته شده براي عبور از اتوبان هاي شهري محسوب مي شود؛ اما شهرها هنوز روي بسياري ازمعابر باريكش نيز با كمبود تعداد پل هوايي مواجه است. در حالي كه فاصله زياد پل هاي عابر پياده از يكديگر و سازه هاي غيرمكانيزه كه هيچ تسهيلات و انگيزه اي در اختيار شهروندان قرار نمي دهد، به معضلي جدي براي شهر تبديل شده است؛ نرده كشي ميان اتوبان ها و بزرگراه ها به شيوه اي كارآمد و آخرين راه ممكن براي هدايت عابران و جلوگيري از تصادفات سواره و پياده تبديل مي شود و بر هزينه هاي بيهوده شهري مي افزايد. هزينه اي كه به صورت يكجانبه به ضعف فرهنگ شهرنشينان نسبت داده مي شود و از جيب آنها مي رود، در حالي كه اصولاطبق روش تناسب ماليات پرداختي و خدمات دريافتي بايد صرف افزايش امكانات رفاهي به شهروندان شود، نه دور زدن مشكلات اوليه و اساسي مبلمان و سازه هاي شهري. از اين دست هزينه ها بسيارند و جالب اين كه گاهي به ضعف فرهنگي شهروندي نيز ارتباطي ندارد و براي مثال مي توان به كيفيت پايين آسفالت هاي معابر و خيابان هاي شهر اشاره كرد كه به تعدد عمليات ترميم، لكه گيري و آسفالت ريزي مي انجامد. در مديريت شهري مدرن پذيرفته شده است كه ابزارهاي فيزيكي فرهنگ شهروندي و به طور كلي سازه هاي خدماتي يك شهر بايد به تسهيل كاربري و انجام امور شهروندي بينجامد، نه ممنوع كردن و محدود كردن كه به نظر مي رسد در اين حوزه ديگر كار و تلاش بي وقفه! راه به جايي نمي برد و به تغيير نگرش ها و رويكردها نيازمنديم. ضعف هاي فني را هم مانند نارسايي هاي قانوني بايد نتيجه كم كاري نهادهاي بالادستي شهري در يك گستره زماني وسيع دانست كه در بسياري از حوزه ها رعايت فرهنگ شهروندي را نه تنها كاري دشوار بلكه امري غيرممكن جلوه مي دهد.
دكتر شكري در اين باره معتقد است: تسهيل كنندگي هم در ابزار و هم در سيستم هاي شهري يك اصل اجتناب ناپذير است. اگر يك منطقه شهري بنا بر اقتضائات به محدوده طرح ترافيك تبديل شود بايد نظام تاكسيراني كارآمد براي دستيابي به آن پيش بيني شود و هر جا كه نرده اي ميان اتوبان كشيده شده بايد پل هوايي نيز به تعداد كافي و در فواصل مناسب تعبيه شود.
تجربه هاي شهري در پايتخت نشان مي دهد هر جا كه ابزارهاي تسهيل كننده جايگزين سازه هاي ابتدايي و شيوه ها محدودكننده شده اند شهروندان به استقبال آن رفته و بخشي از مشكلات را از پيش رو برداشته اند. يك مثال در اين باره احداث پل هاي هوايي مكانيزه است كه حتي با وجود عادي شدن جذابيت هاي اوليه آن براي شهروندان در گذر زمان از مطلوبيت نسبي برخوردارند و به بهبود شوون ترافيكي در برخي نقاط شهر منجر شده اند. استفاده از ابزارها و شيوه هاي تسهيل كننده در اداره امور مرامنامه مديريت مدرن شهري است كه از يك سو به ارائه خدمات باكيفيت بالاتر و از سوي ديگر، به بهبود فرهنگ شهروندي كمك مي كند.»
نيازهاي اوليه يك شهر
«تهران، شهر بدون پياده رو» اين عبارت اگرچه اغراق آميز به نظر مي رسد؛ اما از ديدگاه مديريتي نه تنها با واقعيت فاصله چنداني ندارد، بلكه خود واقعيتي تلخ و اجتناب ناپذير است.
تداخل پياده و سواره در بسياري از نقاط شهر و بويژه در كوچه پس كوچه ها به معضلي جدي براي شوون شهروندي و مناسبات ترافيكي تبديل شده است و در يك كلام امنيت محيط شهري را مخدوش مي كند. در شهري كه به تعرض خودروهايي درآمده كه مسيري براي فرار مي جويند، موتورسيكلت ها به حريم به اصطلاح پياده روها تجاوز مي كنند و شهروندان پس از خروج از در منزل بايد چهارچشمي مراقب جان و سلامت خود و اعضاي خانواده شان باشند. فرهنگ شهروندي مجالي براي خودنمايي نمي يابد. پياده روها تنها يكي از نيازهاي اوليه اين شهر هستند كه عملاوجود خارجي ندارند و حضور فيزيكي آنها در گوشه و كنار شهر بستري براي كاربري مناسب و تعريف شده يك پياده رو در اختيار نمي گذارد. نارسايي هاي عمده در اين حوزه كه ميراث چند دهه نابساماني شهري محسوب مي شود، تلاش براي رفع كمبودهاي اوليه نظير پياده روها را عقيم مي گذارد.
مديركل واحد تدوين قوانين و مقررات شهرداري تهران در اين باره خبر مي دهد: ماده 101 قانون شهرداري براي رفع اين معضل عقب نشيني املاك براي آزادسازي حريم پياده روها را پيش بيني كرده است، اما متاسفانه اداره ثبت حين تفكيك ملك اين ماده قانوني را اعمال نمي كند و اين گونه بر مشكلات افزوده مي شود.
شكري مديريت واحد شهري را چاره مقابله با ناهماهنگي هاي اداري و قانوني در مناسبات شهروندي معرفي مي كند و مي افزايد: در حال حاضر شهروندان براي پيگيري امور و مطالبه حقوقشان با نهادها و سازمان هاي مختلفي طرف هستند كه هر كدام متولي بخشي از مديريت شهر يا حداقل تاثيرگذار در آن محسوب مي شوند. اين پراكندگي مسووليت ها كه بالطبع ناهماهنگي نيز به دنبال دارد شهروندان را براي پيگيري امور به دوندگي، خستگي و شنيدن اظهارات ضد و نقيض دچار مي كند و در چنين شرايطي آنان نه تنها از فرهنگ شهروندي بلكه از زندگي در شهري چنين پردردسر نيز دلزده مي شوند. مديريت واحد شهري تكليف شهروندان را با نهادهاي خدمات دهنده حوزه شهري روشن مي كند و تسهيل امور به بستري براي دريافت حقوق و تكاليف شهروندي منجر مي شود.
روزنامه جام جم شماره 2550
+
نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 9:58 توسط سالاری -بستانی
|
سير تحول برنامه ريزي راهبردي
آنچه در پي مي آيد بخشي از مقاله «سير تحول نظريه هاي برنامه ريزي شهري» از مجموعه متون آموزشي «مفاهيم مطالعات شهري» است كه در سرويس مسائل راهبردي دفتر مطالعات ايسنا تدوين شده است.در طول دو سه دهه اخير در كشورهاي پيشرفته جهان، انواع ديدگاه ها، نظريه ها و پارادايم هاي جديد در عرصه شهرسازي مطرح شده است كه به احتمال زياد تحولات آتي برنامه ريزي و طراحي شهري جهان در راستاي آنها خواهد بود. مجموعه اين تحولات حاكي از آن است كه شهرسازي نمي تواند بر يك نظريه واحد و الگوي فراگير متكي باشد و شهرسازي فرامدرن بر تنوع، پويايي و انطباق پذيري با شرايط زماني و مكاني و ايجاد پيوند ميان تجارت جهاني و نيازهاي بومي استوار است. در اينجا به مهم ترين اين ديدگاه ها و گرايش ها اشاره مي شود.
برنامه ريزي فرآيندي
موضوع برنامه ريزي فرآيندي، نخستين بار در دهه 1970 در ضمن انتقاد از برنامه ريزي جامع و دفاع از برنامه ريزي راهبردي مطرح شد. رويكرد فرآيندي در واقع بر آن جنبه از برنامه ريزي راهبردي تاكيد مي ورزد كه برنامه ريزي تنها تهيه طرح و برنامه نيست، بلكه فرآيندي طولاني و مستمر است كه اهداف و انديشه ها را به مرحله اجرا درمي آورد و با ارزيابي نتايج به اصلاح آنها و تعريف اهداف جديد مي پردازد. در برنامه ريزي فرآيندي، اولاً پيوستگي و هماهنگي اقدامات مختلف در درازمدت، بر اساس سياست هاي عمومي در نظر گرفته مي شود و ثانياً برنامه هاي اجرايي در جريان عمل با شرايط و تغييرات حاصله هماهنگ و منطبق مي شود. از اين رو برنامه ريزي فرآيندي به كسب اطلاعات تازه و روحيه تحليل و تحقيق مداوم در روند برنامه ريزي و اجرا نياز دارد.
برنامه ريزي مشاركتي و دموكراتيك
برنامه ريزي دموكراتيك نيز نظريه يي است كه بر پايه اعتقاد به دموكراسي، كثرت گرايي و جامعه مدني استوار است. از اين ديدگاه، تصميم گيري درباره توسعه و عمران شهر يا منطقه، بايد توسط همه كساني انجام گيرد كه در آن موثر و ذي نفع هستند و بايد بر اساس عدالت، آزادي و حق انتخاب شهروندان استوار شود. تحقق اين امر بايد اختيارات برنامه ريزي و تصميم گيري بيش از پيش بر عهده نهادهاي اجتماعات محلي، نهادهاي غيرحكومتي (NGO)، شوراهاي محلي، گروه هاي كارشناسي و مانند اينها قرار گيرد.
برنامه ريزي گام به گام
با توجه به نقايص و مشكلات برنامه ريزي جامع و عقلي، يكي از نظريه هاي مربوط به اصلاح شيوه برنامه ريزي، نظريه يي است كه توسط چارلز ليندبلوم و ديگران به عنوان برنامه ريزي خردخرد و گام به گام مطرح شده است. مدافعان اين نظريه برخي به دليل مشكلات نظري برنامه ريزي، مثل معلوم بودن اهداف، راه ها و وسايل اين شيوه را تجويز مي كنند و برخي ديگر به دليل طرفداري از ليبراليسم اقتصادي و بازار آزاد، استفاده از اين شيوه را موافق با ليبراليسم مي دانند.به طوركلي در برنامه ريزي گام به گام توصيه مي شود به جاي تعيين برنامه ها و سياست هاي درازمدت، بهتر است اهداف برنامه در مقاطع زماني كوتاه مدت تعيين و در هر مرحله با توجه به تغييرات و شرايط، سياست هاي مناسب اتخاذ شود. به ويژه در موضوعات مشكل و پيچيده كه نمي توان تصوير روشني از آينده به دست آورد، تنها راه، توسل به اقدامات خردخرد و تدريجي است. به نظر ليندبلوم تصميم گيري در چنين شرايطي، نوعي پيشروي گام به گام است كه مي توان آن را خزيدن به سمت آينده و به سمت ناشناخته ها توصيف كرد.
برنامه ريزي حمايتي
برنامه ريزي حمايتي يا وكالتي ابتدا توسط پل ديودف در 1965 در امريكا مطرح شد. اين جريان در آغاز براي مبارزه با تبعيض نژادي در شهرهاي امريكا و دفاع از مردم فقير و محرومان شكل گرفت بنابراين نمي توان آن را به عنوان يك الگوي برنامه ريزي به حساب آورد. با وجود اين انديشه، برنامه ريزي حمايتي هم در درون حكومت و هم بيرون آن اشاعه پيدا كرد و نظر مديران و برنامه ريزان شهري را بيشتر از پيش به سمت وظايف اجتماعي و عدالت طلبي در توسعه و عمران جلب كرد. اين جريان همبستگي نزديكي با برنامه ريزي عدالت خواه دارد، كه به طور همزمان در جامعه امريكا مطرح شده است.
برنامه ريزي پاسخگو
شين مك كوئل در كتاب «نظريه هاي برنامه ريزي (1981) پس از نقد و ارزيابي نظريه هاي برنامه ريزي شهري، نظريه برنامه ريزي پاسخگو را به عنوان يك نظريه هنجاري و راهگشا براي آينده برنامه ريزي شهري مطرح ساخته است. منظور از برنامه ريزي پاسخگو اين است كه فرآيند تصميم سازي در برنامه ريزي بايد در برابر نيازهاي مردمي كه تحت تاثير اجراي برنامه ها قرار دارند، پاسخگو و مسوول باشد. بديهي است اين نوع برنامه ريزي بدون خواست و تمايل نيروهاي سياسي حاكم بر جامعه نمي تواند وجود داشته باشد. از اين نظر برنامه ريزي شهري، به ناگزير با ساختار و حقوق سياسي جامعه، نقش احزاب و دموكراسي، مشاركت مردم، نقش دولت مركزي و دولت هاي محلي و غيره ارتباط پيدا مي كند.
سير تحولات در كشورهاي پيشرفته
در نيمه اول قرن بيستم، در بيشتر كشورهاي پيشرفته سرمايه داري، اصولاً الگوي برنامه ريزي عقلاني و طرح هاي جامع، تفصيلي، به صورت هاي مختلف رواج و تسلط داشت. اما دهه 1960 يك نقطه عطف مهم در روند تحولات برنامه ريزي شهري و منطقه يي در جهان به شمار مي رود. به طور مثال در اواسط اين دهه الگوي «برنامه ريزي استراتژيك» در ايالات متحده امريكا رواج پيدا كرد. در سال 1967، قانون برنامه ريزي شهري در فرانسه به تصويب رسيد كه به جاي طرح هاي جامع، نظام جديدي از انواع طرح هاي توسعه و عمران را در دو سطح كلان و محلي به وجود آورد. در سال 1968، نظام طرح هاي ساختاري ـ محلي در انگلستان، بر اساس رويكرد سيستمي به مرحله اجرا درآمد. در كشور ژاپن نيز در سال 1968 قانون جديد برنامه ريزي شهري با رويكرد راهبردي جاي قانون 1919 را گرفت. با توجه به اين ملاحظات از دهه 1960 به بعد تقريباً در تمام كشورهاي پيشرفته جهان، مباني برنامه ريزي شهري و الگوي طرح هاي جامع تغيير اساسي پيدا كرد و به ويژه در دو دهه آخر قرن بيستم دامنه و عمق اين تغييرات بيشتر شد. از حدود دهه 1970 به تدريج اين تحولات به كشورهاي در حال توسعه نيز نفوذ يافت، به طوري كه امروزه به يك گرايش فراگير جهاني بدل شده است
منبع: روزنامه اعتماد
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 17:8 توسط سالاری -بستانی
|
سير تكويني جغرافياي شهري
در سال 1841 ژرژ كهل نظريه در مورد موقع، رشد و پراكندگي فضايي سكونتگاههاي شهري مطرح ساخت و اين نظريه براي اولين بار در تاريخ علم جغرافيا، روابط متقابل ساختهاي فضايي و ساختهاي اجتماعي شهرها به صورت علمي تبيين شد كه متاسفانه مورد توجه جغرافيدانان قرار نگرفت.
طي سالهاي 1875-1900 بخش بزرگي از مطالعات جغرافيايي براساس محيطگرايي تنظيم شد و اين مقارن بود با دوره استعماري و اين تفكر تا سال 1950 ادامه داشت.
از سال 1950 به بعد مفهوم محيط نه تنها به محيط فيزيكي بلكه به محيط انسان ساز نيز اطلاق شد. از اواخر سده نوزدهم و اوايل سده بيستم، جغرافيدانان در تحليل جغرافيايي شهرها درباره موقع، توسعه تاريخي و پراكندگي فضايي شهرها با توجه به پيوند آنها با شرايط طبيعي مطالعه بيشتري انجام دادند. در اين دوره شرايط توپوگرافي (موقع) و شرايط جغرافيايي (موضع)، همواره مورد توجه متخصصان جغرافياي شهري و از مباحث اصلي بوده است.
در سال 1899 نظر اتو اشلوتر اين بود كه وحدت جغرافياي طبيعي و انساني ميتواند به تبيين اشكال عيني و واقعي سطح سياره زمين كمك كند.
در سالهاي 1844-1904 راتزل با الهام از مكتب جبر جغرافيايي محيطگرايي را وارد جغرافياي شهري نمود، از نظر او شهر يك سكونتگاه دايمي، جامعه متراكم انساني و يك زيستگاه انساني داراي حوزه پر وسعت است كه در محل تلاقي چندين مسير حملو نقل به وجود آمده است.
در سال 1894 چالز كولي اظهار داشت دو عامل در مكانگزيني شهرها موثر است:
1- امكانات محلي براي توليد
2- موقع شهر نسبت به مسيرهاي حمل و نقل
كه در جامعه صنعتي، مهمترين عامل براي تعيين صنايع است به اين دليل بيشتر شهرهاي بزرگ تجاري در طول رودخانههاي قابل كشتيراني، در كنار سواحل، محل تلاقي دو راه، مثل راه آهن با راههاي آبي يا زميني ايجاد شدهاند.
در سال 1946 گريفيت تيلور از معروفترين جغرافيدانان نيمه اول سده بيستم كتابي تحت عنوان جغرافياي شهري منتشر نمود او در اين كتاب عوامل محيطي و طبيعي را در پيدايش و ساخت شهرها به كار برده است.
تاثير تحولات علم جغرافيا در جغرافياي شهري
همه جغرافي دانان در اين نكته متفقالقولند، كه انواع پراكندگي پديدههاي سطح زمين را با توجه به شرايط مكاني مطالعه مي كنند.
ريچارد هارتشورن يكي از نظريه پردازان بزرگ جغرافيا در سده بيستم ميگويد: جغرافيا در جستجوي شرح، تفسير و تبيين مشخصات متغير مكاني از مكان ديگر سياره زمين به عنوان جايگاه انساني است. با در نظر گرفتن اين تعريف جغرافياي انساني (جغرافياي شهري) در صدد بررسي بسياري از پديدههاي سطح زمين از آن جمله نظامهاي حكومتي، نظامهاي اقتصادي، جرم، جنايت، اقتصاد گتوها و محلات شهري است كه همه اينها جزيي از شاخه علوم اجتماعي نيز است.
جغرافياي سنتي و جغرافياي شهري (1900- 1955)
در نيمه اول سده بيستم بيشتر به حوزه وحدت ناحيهاي توجه ميشد، يعني به جغرافياي ناحيهاي سنتي بيشتر اهميت مي دادند. در اين دوره تحقيق در مورد تفاوتهاي نواحي طبيعي كه باعث فعاليتها و تفاوتها و تفاوتهاي معيشتي و اقتصادي گروههاي انساني ميشد، اساس كار جغرافياي ناحيهاي قرار گرفت. البته نقش عوامل محيطي و طبيعي در كاركردهاي انساني، بيشتر با مطالعه نواحي كشاورزي كشور مشخص ميشد، زيرا در آن زمان، تودههاي انبوه انساني، زندگي خويش را از طريق زمين كشاورزي ميگذراندند و مفهوم شهر براي آنان بازار شهرهاي روستايي يا مراكز اداري بود.
انقلاب كمي و جغرافياي شهري (1955- 1970)
انقلاب كمي ابتدا در ايالات متحده و بعد در انگلستان آغاز شد. انقلاب كمي قبلاً از مكتب پوزيتيويسم منطقي وين (1920) فراهم شد.
روي هم رفته روشهاي كمي در تحليلهاي خود از مدلها و محاسبات رياضي و آماري استفاده مي كند، در اوايل سالهاي 1955-1965 روشهاي كمي و پوزيتيويستي در جغرافياي شهري و اقتصادي به كار گرفته شد، نظير مكان كشاورزي، مكان مركزي، مدل جاذبه، مكان اقتصادي و...
تاكيد بيش از اندازه بر روشهاي كمي و پوزيتيويستي، باعث تثبيت وضع موجود جامعه ميشود و جامعه را از حركتها و تحولات در جهت ساخت محيط زيست مناسب باز ميدارد؛ زيرا روشهاي كمي تنها بر قوانين پراكندگي پديدهها تاكيد ميكند، بدون اين كه علل نارساييها و كم و كاستيها را ريشه يابي نمايد.
جغرافي دان و شهرهاي جهان سوم
بيشتر كتابها و تحقيقات جغرافياي شهري كه در سطوح علمي و جهاني منتشر ميشود، فاقد تحليلهاي علمي از شهرهاي جهان سوم است.
در چند سال اخير (1980-1990) اغلب كتابهاي جغرافياي شهري كشورهاي غربي به مسايل شهري كشورهاي جهان سوم كمتر توجه نموده است و اگر تحقيقاتي انجام گرفته تنها بر وضع موجود شهرها و پديدههاي جغرافيايي تاكيد كرده است.
در حال حاضر مطالعات جغرافيايي از شهرهاي جهان سوم در موسسات و مراكز علمي جهان در حال كاهش است. در جهان سوم جغرافيدانان متخصص در جغرافياي شهري، علاوه بر كمبود بودجههاي تحقيقاتي، با فقدان مدارك، اسناد و آمارهاي صحيح روبهرو هستند.
در دهه 1970 در جغرافياي انساني و جغرافياي شهري نقش اول به عدالت و رفاه اجتماعي اختصاص داده شد، ولي در كتابهاي جغرافياي انساني و شهري از مباحث عدالت اجتماعي سخني به ميان نيامد.
جغرافياي شهري در ايالات متحده آمريكا
- در دهه 1940 در ايالات متحده آمريكا جغرافياي شهري از تركيب جغرافياي سنتي مكتب جامعشناسي شيكاگو و رشته برنامهريزي به وجود آمد.
- در سال 1947 رابرت ديكنسون نخستين كتاب خود را تحت عنوان جغرافياي شهري، ناحيه و ناحيهبندي منتشر ساخت.
- در سال 1949 هارولد مهير براي اولين بار طبقهبندي شهرها، شكلگيري سلسله مراتب شهري و نظريههاي كاربري زمين را به مباحث جغرافياي شهري وارد كرد.
- در سال 1959 هارولدمهير و كلايد كوهن كتاب جغرافياي شهري (مجموعه مقالات) را منتشر كردند.
- در دهه 1960-1970 نگرشهاي مكتب جغرافيا به عنوان علم فضايي به وسله سه جغرافي دان معروف آمريكايي: برايان بري، ريچارد موريل و ويليام گريسون به شدت مباحث جغرافيا را تحت تاثير قرار داد.
- از سال 1970 به بعد تحليل مكاني و جغرافياي فرهنگي، مبناي كار در جغرافياي شهري شناخته شد در اين تحليلها بر رفتار محيطي تاكيد بسياري كردهاند.
- تحليل فضايي به وسيله موريل، گريسون و بري وارد جغرافياي شهري شد.
- كينگ وگولج روشهاي كمي را در جغرافياي شهري با تاكيد بسيار به كار گرفتند.
- روشتون و پرد در تحقيقات شهري بر مطالعات رفتاري تاكيد كردند.
- مادر شهر اثر آلن اسكات 1998.
جغرافياي شهري در چين
تا سال 1980 در حدود 194 عنوان در موضوعات مختلف درباره شهرهاي چين نوشته شده كه 40 عنوان آن را جغرافيدانان تهيه نمودهاند، از آنجا كه جغرافيدانان در جغرافياي شهري همواره بر سيستمهاي شهري تاكيد ميكنند، از اين رو در كشور چين نيز تحقيقات و بررسيهاي بيشتري دوباره كاركرد شهرهاي مياني و كوچك در ساخت سيستم شهري چين صورت ميگيرد. اين تحقيقات اغلب براي جلوگيري از توسعههاي بسيار بزرگ و ايجاد شهركهاي اقماري در اطراف مادرشهرهاي بزرگ انجام ميشود.
در سالهاي اخير در كشور چين مطالعات جغرافيايي وسيعي صورت گرفته كه عبارتند از:
- تحقيق درباره منطق اقتصادي، به ويژه شهرهاي ساحلي براي رونق بخشيدن به تجارت بينالمللي
- مطالعه درباره تفسير جهت مهاجرت روستاييان از شهرهاي بزرگ به كوچك و متوسط
- مطالعات كاربري زمين
- مسايل خانه سازي و برنامه ريزي
- تبيين تاريخي توسعه شهرها
+
نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 18:15 توسط سالاری -بستانی
|


>>جغرافيا عرصه سوء تفاهمهاست .
------------------------------------------------------

توسعه پایدار وهمه جانبه نیاز به برنامه ریزی ومدیریت واقع بینانه همراه با شناخت کامل
بانک مقالات شهرسازی(بسیار گوناگون)
رودخانه ها وسواحل ایران
آموزش جغرافیا
روابط شهر و روستا در منطقه سیستان
ساعت به وقت ناکجا آباد
گالری جغرافیا
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 10:13 توسط سالاری -بستانی
|
شعری از قیصر امین پور به نام "جغرافیای ویرانی "تقدیم می کنم به همه همکلاسی هایم
جغرافیای ویرانی
دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است
هوای ناحیه ی ما همیشه بارانی است
دلم میان دو دریای سرخ مانده سیاه
همیشه برزخ دل تنگه ی پریشانی است
مهارعقده ی آتشفشان خاموشم
گدازه های دلم درد های پنهانی است
صفات بغض مرا فرصت بروز دهید
درون سینه ی من انفجار زندانی است
تو فیض یک اقیانوس آب آرامی
سخاوتی. که دلم خواهشی بیابانی است
ربه امید موفقیت وپیروزی شما
+
نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 19:36 توسط سالاری -بستانی
|
اعتراض نسبت به اقدام غیر علمی گوگل ارث در تحریف نام خلیج همیشه فارس
نرم افزار GOOGLE Earth در یک اقدام غیر علمی و سیاسی در نقشه خلیج فارس از واژه مجعول خلیج عربی استفاده کرده است . برای اعتراض به این امر و اصلاح نقشه بر روی لینک زیر کلیک نمائید.
اعتراض به تحریف نام خلیج همیشه فارس
+
نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 17:32 توسط سالاری -بستانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 15:5 توسط سالاری -بستانی
|
+
نوشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 12:38 توسط سالاری -بستانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 14:45 توسط سالاری -بستانی
|
+
نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 23:20 توسط سالاری -بستانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1385ساعت 16:8 توسط سالاری -بستانی
|